خرید بک لینک
در یک جامعه باهوش برتر خردگرایی عشق را انتخاب می کند:معمولا آدما فکر می کنند که عشق و عقل از هم جدا هستنددر صورتیکه این یه باور توهمی و زایده نفس و منیتهدرسته که عشق یه حسه که از راه عقل بدست نمیاد و فقط قلبا میشه آنرا حس کردو به طرفش حرکت کرداما عقل و یه هوش برتر فقط عشق را انتخاب می کنه یا الویت براش عشقهتا زمانی که حس نشده یا به آن آگاه نیستیم شاید هرز بگردد به دنبال عواطف و احساسات برویمفقط سود و ضرر را بسنجیم و طلبکارانه رفتار کنیماما بعد از اینکه عشق حس شد با عقل در یک مسیر حرکت می کنندمی گن عشق کور و کر می کنهاما چیزی که انقدر عشق را برجسته و والا نگ

برچسب: عشق و عقل,عشق و عقل شعر,عشق و عقلانیت,عشق و عقل در عرفان,عشق و عقلانیت دکتر پیمان آزاد,عشق و عقل در شعر,عشق و عقل حافظ,عشق و عقل در قرآن,کتاب عشق و عقلانیت,تقابل عشق و عقل, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 3:00

اولین باری که واقعا ترسیدم!!! ,ترسم از ترسهام بود , ترسم از فاصله با خودم بود !!!اولین مطلبی که از استاد سلطانی خوندم راجع به ترسهای توهمیمون بود از ته دل حس می کردم که ترس وجودم رو گرفته ,اما وقتی خلافش رو در جامعه می دیدم پیش خود می گفتم یعنی این همه آدم نمی فهمند من می فهمم به خودم شک می کردم اما به این جامعه ناسالم می ترسیدم شک کنم !؟!؟ ,وقتی دیدم یکی یه جایی دقیقا مثل من فکر می کنه نه تنها نمی ترسه بلکه با شهامت کامل ابراز هم می کنه به خودم امیدوار شدم از آن لحظه که فهمیدم چیزی که در وجودمه حقیقت داره خودم رو باور کردم به خودم

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

ترس از آبرو مدتهاست که به خاطر این واژه قشنگ و حفظ این به ظاهر ارزش و فضیلت , به هر خفتی تن می دهیم , قالب شخصیتی ما در بین عموم از هر چیز حتی خومون مهمتره , مگر فردیت ما انقدر حقیر است که باید پشت یک نقاب آن را مخفی کنیم , و آیا همه آنچه مخفیست به راستی زشت است که نیاز به نقاب دارد و یا ما آن را کوچک , زشت و حقیر می دانیم و یا آنچه نقاب ماست زشت و حقیر و کوچک است در مقابل ما! ایران صادقی @sadeghiiran

برچسب: ترس از آبرو,ترس از آبروریزی,ترس از ابرو رفتن,ترس از بی آبرویی,دعای ترس از آبروریزی,ترس از دست دادن آبرو, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

دقت کردید چرا بعضی ها غریب پرستند خودی هارا انگار وقتی نزدیکشان هست نمی بینند تحویلشون نمی گیرن و این رو به حساب صمیمیت می ذارن , دقت کردید بعضی ها فقط با چهار تا دور ووری خود گرم می گیرند و بعد از اون رو بیگانه و دشمن و نامحرم می دونن و به حساب خودشون دارن حفظ امنیت می کنند , دقت کردید بعضیها چقدر دمدمی مزاجند یه موقع گرمند و دوست و صمیمی بعضی وقتا هم انگار آدم رو نمی شناسن , دقت کردید وقتی یه تازه وارد که وارد جمع میشه اگه مدرکی یا مقامی یا ثروتی داشته باشه بیشتر از یه آدم معمولی تحویلش می گیرن, هر چه مغرور تر باشد و کمتر اخت شود احترامش بیشتر است , به راست

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

سوال و پاسخ در مورد سندرم خوب که چی ؟ یکی از دوستان یک سوال کوتاه با یک جواب طولانی , شاید سوال خیلی ها از جمله نسل باهوش ما باشد و جواب هم شاید راهگشا باشد اینرا شما تعیین می کنید ؛ سوال: یه مشکلی که دارم که ممکنه بتونید کمک کنید و اون سندرم "خوب که چی؟"هستش که متاسفانه خیلی باهاش درگیرم و کلا انگیزه هر تصمیمی رو تو زندگیم گرفته و کمی فلسفی روانی هستش این مشکل حاد شده الان بطور مثال بعد از سالها کنکور شرکت کردم صرف علاقه شخصیم و در سه رشته قبول شدم ولی باز نمی دونم چکارش کنم و اینکه خیلی شرایطم برای کار و مهاجرت و تحصیل خارج ایران مناسبه البته تا حدودی و

برچسب: سوال و پاسخ,سوال و پاسخ کنکور 94,سوال و پاسخ کنکور 95,سوال و پاسخ شرعی,سوال و پاسخ کنکور تجربی 94,سوال و پاسخ کنکور تجربی 93,سوال و پاسخ کنکور ریاضی 95,سوال و پاسخ کنکور ریاضی 94,سوال و پاسخنامه کنکور 95, نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

چند روز پیش دوستی برام پیام گذاشته که عاشق زنی متاهل شدم و دو فرزند دارد و همسرش را هم دوست دارد این آقا ادعا می کند که نمی تواند از او دست بکشد و می گوید بدون او میمیرد و با کس دیگری هم نمی تواند دوست شود , ازش پرسیدم جایی جمله ای رو خواندم که نوشته بود فکر کردن به عشق , عشق نیست نظرتون در مورد این جمله چیه . گفت نه من عشقم واقعیست .... واقعا وقتی معیار ما ذهنی باشه از کجا میشه تشخیص داد که ذهن عاشق شده یا قلب !؟ ازش پرسیدم ما برای چه عاشق می شویم گفت برای اینکه زندگی کنیم اما برای بعضی ها مثل من باید خودکشی کنم ... واقعا از کجا بفهمیم که به اختیار عاشق شدیم یا هن

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

ما همیشه تنهایی داریم زندگی می کنیم , واقعیت اینه که به تنهاییمون دقت نمی کنیم ,اگر هم دقت کنیم زمانش خیلی کمه ,فقط زمانهایی که غم داریم و فکر می کنیم درک نشدیم ,وقتی که ناراحتیم از بقیه, در حالیکه ما زمان خوشحالی هم تنهاییم و هر زمان و همیشه تنهاییم و این تنهایی عمیق و بی انتهاست, خودش مثل یک همراه همیشه باماست ,ما در این دنیای تنهایی خود پر از رمز و رازیم, اگر به آن توجه کنیم ناخالصی های آن را می بینیم, اگر بوسیله کسی تکان بخوریم, مثل آب دریا که دچار موج میشه, کفهای ما روی ما میان هر چه موج سهمگین تر کفهای بیشتری روی آب میاد دقت کنیم همه چون توهم هستند و حبا

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

هستی بر پایه عشق استواره و قوانین هستی هم , هیچ قانونی در این هستی بر پایه این بنا نشده که خود را فریب دهیم و آسیبی نبینیم , و هیچ جهلی برما تحمیل نمی شود مگر اینکه خود را فریب دهیم , درست به همان اندازه که آگاهی را به جهل می فروشیم حسگرهای تشخیص حق از باطل را در وجودمون کور می کنیم و خود را در این وادی بی پناه می کنیم و برای امنیت دیگر به خود وصل نیستیم و این وصل را در این دنیای توهم ها می جوییم و از آن پس به هرچه وصل شویم , تنها خود را گم می کنیم . ایران صادقی

برچسب: نویسنده: علی حکیمی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 19:26

صفحه بندی